این سوالی است که این روزها هم خودم از خود می پرسم و هم دیگران از من. هرچند که بنده به نوشتن اعتیاد دارم و ترک آن مقدور نیست و در واقع آنچه اتفاق افتاده، «ننوشتن» نیست بلکه «نهان نوشتن» و ترجیح بر شخصی نگاه داشتن خورده یادداشتهاست.

یکی از مهمترین عوامل موثر بر این واقعه نه چندان خودخواسته، آن است که «حرفی برای در علن نوشتن نمانده». وقتی یادداشتهای ماهها و سالهای گذشته ام را میخوانم، میبینم هرآنچه این روزها میشد نوشت را پیشترها نوشته ام و چه حاصل از دوباره گویی آنها؟

به عنوان شاهد، همه دوستان را دعوت میکنم به مروری بر یادداشتهای قدیمی در مباحث روز و وقایع حال حاضر جامعه سیاسی، اجتماعی و عرصه بین المللی. به این فهرست عنایت کنید:

——————————————————————————————-

علی علیه السلام امپراطور نبود:

اما پس از این مقدمات، باورم این است که قلدرها، «قلدرخوار» هستند. اربابان قدرت، یکدیگر را می بلعند و به همین سبب است که در ادوار تاریخ، امپراطوریها فروریختند اما اندیشه ها باقی است. اگر حکومت کوتاه علوی همچنان ریسمانی بلند در مباحث زمامداری است، به آن سبب است که علی علیه السلام، امپراطور نبود که بر کاخ نشسته باشد بلکه امام بود که بر اندیشه نشست.

باید اندیشید و اندیشه ها را نوشت. خاصه این روزها که سیاست به عنوان «مخدر ذهنی» در تمام جامعه رایج است و در این مفهوم، سیاست شامل اندیشه های سیاسی نیست، بلکه منازعاتی است که برای آن فرجامی در پی نیست. فعالیت سیاسی برای گروهی معنا و مشروعیت دارد که معتقد باشند جابجایی قدرت و جریان آن از مسیر دموکراتیک محقق خواهد شد. فعالیت سیاسی، فعالیتی است که بازی گردانان اصلی آن سیاستمدارانی هستند که می دانند همانگونه که روزی آمده اند، روزی نیز باید بروند و مجاهدت بر سر همین آمد و شدهاست.

حال اگر آمدند که نروند و اگر جریان قدرت تابع فعالیت های مدنی و سیاسی نبود چه؟ باز هم باید از سیاست نوشت!؟ در چنین دریایی، نوشتن از سیاست یعنی شنای دست جمعی نهنگها به سمت ساحل! یعنی به گل نشستن و هیچ نرسیدن.

باید از سیاست به معنای «فعالیت سیاسی» به سیاست به معنای «اندیشه های بنیادین» هجرت کرد. در چنین روزگاری است که صحبت از اشخاص، انحراف از حقایق است. باید شاخص ها را نوشت (ر.ک: شاخص بجای اشخاص). باید آن اندیشه هایی را بازخوانی کرد که راه را به بهای بیراهه قربانی می کنند.

  • Share/Bookmark




مطالب مرتبط



این مطلب در تاریخ شنبه , ۱۸م مهر , ۱۳۸۸ ساعت ۹:۳۸ ق.ظ نوشته شده است
نظر ۴

  1. امین عمرانی I مهر ۲۲, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۵ ق.ظ

    حسام عزیز
    سلام.
    جدا دلمون واسه قلمت تنگ.
    میدونم که ترک اعتیاد موجب مرضه و زیاد طاقت نمیاری
    ولی اگه قلم دوست به رشته تحریر در نیاد آنگاه این قلم دشمنه که بی رحمانه حکم صادر میکنه.
    بیرون گود نشین و نظاره گر مباش.
    چون میدونم، مرد میدونی
    یاعلی

  2. سجاد I مهر ۲۸, ۱۳۸۸ ۶:۲۵ ب.ظ

    یک مثل انگلیسی است که میگه:
    in the end we will remember not the word of our enemies, but the silente of our friend.
    همان طور که دوستمون گفتند دلمان برای قلمتان تنگ شده است.
    سکوت شما را فراموش نخواهیم کرد.

  3. Chinichian Abdollah I آبان ۲۰, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۳ ب.ظ

    بسمه تعالی
    ظاهراً از سیاست گریزی نیست. در جمع بودم و وقتی بحث سیاسی در گرفت، یکی گفت: من اصلاً از این حرف‌ها خوشم نمی‌اید! و به هیچ وجه وارد بحث‌های سیاسی نمی‌شوم. نه می‌گویم و نه می‌شنوم و …!ا
    به او گفتم: این هم خودش سیاسی است
    خلاصه برادر من، حرف زدن‌ها و حرف نزدن‌ها – نوشتن‌ها و ننوشتن‌ها، همه موضع‌گیری سیاسی است. فقط روش‌ها و یا بازی با الفاظ متفاوت می‌گردد. التماس دعا

  4. Chinichian Abdollah I آبان ۲۰, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۵ ب.ظ

    بسمه تعالی
    ظاهراً از سیاست گریزی نیست. در جمعی بودم و وقتی بحث سیاسی در گرفت، یکی گفت: من اصلاً از این حرف‌ها خوشم نمی‌اید! و به هیچ وجه وارد بحث‌های سیاسی نمی‌شوم. نه می‌گویم و نه می‌شنوم و …!ا
    به او گفتم: این هم خودش سیاستی است
    خلاصه برادر من، حرف زدن‌ها و حرف نزدن‌ها – نوشتن‌ها و ننوشتن‌ها، همه موضع‌گیری سیاسی است. فقط روش‌ها و یا بازی با الفاظ متفاوت می‌گردد. التماس دعا

- نام شما

- پست الکترونیک

وب سایت


- - - - - - - - - - -