مبحث «حقوق محتوا» در فنآوری اطلاعات و بالاخص محتوای تحت وب، از مباحث مهمی است که جای کار دارد. مسئولیت تولید کننده محتوا، جریان آزاد اطلاعات، حق دسترسی آزاد به اسناد دولتی، حریم خصوصی، حقوق کیفری محتوا و یا محتوای مجرمانه، مالکیت معنوی و… همه از زیربخش های همین مبحث است. مصاحبه چند هفته پیش پایگاه خبری موبنا، بهانه ای شد برای صحبتی مختصر در همین زمینه. متن کامل این مصاحبه کوتاه را در ادامه آورده ام: ادامه مطلب
بهمن
۲۰
اشاره ای به حقوق محتوا
به بهانه مصاحبه با پایگاه خبری موبنارسته : حقوق سايبر, مصاحبه| بازدید: 17 مرتبه|چاپ مطلب |ایمیل متن
بهمن
۹
نوشتن برای ننوشتن
رسته : حقوق سايبر| بازدید: 104 مرتبه|چاپ مطلب |ایمیل متن
گاهی برای «ننوشتن» باید «نوشت». گویی سکولاریسم را هرچه در حوزه «نظر» رد کنی، در حوزه «عمل» گاه لاجرم می شود. آنچنانی که در آموزه های کلیسا گفته اند، «کار خدا را به خدا و کار قیصر را به قیصر واگذارید» ما نیز هم کار خدا را به خدا سپردیم، هم کار قیصر را به خدا!
روزگار، سبب خیر شد تا این روزها را بیشتر به نوشتن در حوزه تخصصی خود سپری کنم. سلسله نوشته هایی را در حوزه «حقوق بانکداری الکترونیک» آغاز کردم که از هفته نخست بهمن در هفته نامه عصر ارتباط (صفحه ۵) منتشر می شود و تا پایان سال هم ادامه خواهد داشت.این نوشته ها حاصل حدود بیست ماه فعالیت پژوهشی در این حوزه است و البته فراخور هفته نامه منتشر کننده (که یک نشریه غیرحقوقی است) بدون تعابیر و مضامین تخصصی حقوقی نوشته می شود.
فعال شدن پایگاه تخصصی «حقوق فنآوری اطلاعات و ارتباطات» هم کم کم داشت به یک آرزو بدل میشد. از پاییز ۸۶ که برای نخستین بار این سایت فعال شد و پس از مدتی فعالیتش معلق گردید، همواره در دغدغه «معماری محتوا»ی آن بودم. به نسبت آنچه باید باشد، قدم کوچکی است، اما یقین دارم این بذر، به ثمر خواهد نشست. در این سایت ستونی هست به نام «شنبه نامه» که هر شنبه وبلاگی در خصوص «حقوق فنآوری اطلاعات» خواهم نوشت.
در نخستین شنبه نامه، نوشته ام: «روزگاری بود که حقوق فنآوری اطلاعات و ارتباطات، عنوانی ناشناخته تلقی میشد. اما امروزه، ادامه مطلب
دی
۱۵
با گوسفندها میرقصد
بلوغ اندیشه در خلوت گزینیرسته : جامعه و فرهنگ| بازدید: 713 مرتبه|چاپ مطلب |ایمیل متن
«باگرگها میرقصد» (Dances with Wolves) یکی از تاثیرگذار ترین فیلم های غیرایرانی بود که دیده ام. آنچنان که با رسیدن به تیتراژ پایان فیلم، قصه در ذهنم تمام نشد و البته نمی پنداشتم، بیش از یک دهه پس از تماشای آن، درکی چنین ملموس از آن داشته باشم.

در این فیلم کوین کاستنر (Kevin Costner) در نقش یک سرباز آمریکایی بعد از شرکت در جنگ و نشان دادن شجاعت خود جایی را برای سکونت دور از مردم انتخاب میکند، به مرور زمان با سرخپوستها ارتباط برقرار میکند. نقش اول این فیلم را یک گرگ همراهی میکند و در اواخر فیلم این گرگ توسط سفیدپوستان کشته میشود. این فیلم گویای یک زندگی پاک و عمیق در طبیعت است و مقایسهٔ سرخپوستان با سفیدپوستانی که هیچ چیز جز تصرف و قدرت برایشان مهم نیست. سرخپوستانی که یک سفید را در خود حل میکنند و به خاطر وجود فرهنگ و اخلاق نیک او را جذب خود میکنند ولی در مقایل سربازان سفیدپوست مردی از نژاد خودشان (کوین کاستنر) که یک سرخپوست شده را شکنجه میکنند و من این فیلم را، این روزها میفهمم! ادامه مطلب
دی
۱۱
شمعی در بوران
پنج اشاره پیرامون وقایع عاشورای هشتاد و هشترسته : جامعه و فرهنگ, سیره شناسی| بازدید: 1,172 مرتبه|چاپ مطلب |ایمیل متن
نسخه PDF این یادداشت - وَ ناظِرُ قَلْبِ اللَّبیبِ بِهِ یُبْصِرُ اَمَدَهُ، وَ یَعْرِفُ غَوْرَهُ وَ نَجْدَهُ… قَدْ خاضُوا بِحارَ الْفِتَنِ، وَ اَخَذُوا بِالْبِدَع ِ دُونَ السُّنَنِ، وَ اَرَزَ الْمُؤْمِنُونَ، وَ نَطَقَ الضّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ[۱]. قلب مرد خردمند را دیده اى است که با آن عاقبت کارش را مى بیند، و پستى و بلندى آن را مى شناسد…گروهى به دریاى فتنه فرو رفتند، سنّتها را رها کردند و به بدعتها چنگ زدند، اهل ایمان کناره گرفته و خاموش گشتند، و گمراهان تکذیب کننده گویا شدند.
***
در باب وقایع ششم دی ماه ۸۸ مقارن با روز عاشورا، «مرا حرفی است اندر دل، اگر گویم زبان سوزد – وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد.»
در وبلاگ نوشتن، کار بسیار مشکلی است از آن جهت که مخاطب مشخص نیست. نمیدانی دوست می خواند، یا دشمن. پیر میخواند یا جوان، استاد میخواند یا همکلاسی یا شاگرد. باخبر می خواند یا بی خبر و الحق نمیتوان سخنی نوشت که همه را خطاب قرار دهد و از دیگر سو ننوشتن هم چاره نیست، آنچنان که از قرآن هم خدعه ها استنباط کردند و دیگر چه رسد به بیان نارس العقلی چو من. لذا پنج اشاره عرض میکنم به قصد ادای تکلیف. این اشارات از آن جهت که باید مشخص کننده مرزها باشد، صریح و بی لفافه است که انشاالله اهل حق، تیزی اش را به حسام الدینی نگارنده ببخشند و نقایصش را به عقل قلیلش… هرچند امثال من، که سخنانشان به کام هیچکدام از طرفین دعوا نیست، آماج طعن و ترکه از هر دو سوی اختلافند. ادامه مطلب




