سابقه و تاریخچه وبلاگ فارسی

نوشتن تاریخچه وبلاگ فارسی قطعا پروژه ای یک نفره نیست. دید روشنی از نسل بندی نویسندگان وبلاگ فارسی ارائه نشده است اما چند هفته از ایجاد اولین وبلاگ فارسی گذشته بود که نخستین وبلاگم را در بلاگ اسپات ثبت کردم.

سابقه و تاریخچه وبلاگ فارسی

وبلاگ فارسی از ابتدای دهه هشتاد متولد شد

تاریخچه وبلاگ فارسی

من نیز سالها بعد و در تاریخ نویسی وبلاگ در ایران نام سلمان جریری را به عنوان نخستین بلاگر فارسی خواندم اما من نه نام او و نه وبلاگ جریری را به خاطر ندارم. در عوض خیلی خوب یادم هست که حسین درخشان در وبلاگ «سردبیر خودم» پرچمدار این راه بود و من هم چارچوب اولیه وبلاگ نویسی را از وبلاگ هودر ایده گرفتم.

یکسال بعد پرشین بلاگ راه افتاد و برای ما که تا آن روز پستهایمان جاستیفای شده منتشر نشده بود، ایجاد یک بلاگ فارسی رخداد شگفت انگیزی بود. احتمالا این حرفها دیگر جنبه طنز دارد اما خیلی خوب یادم هست حتی تنوع فونت فارسی هم نداشتیم و همین که قدرت انتخاب میان دو فونت Arial و Tahoma را داشتیم به نظرم آپشن فوق العاده ای بود.

بلاگفا، پلتفورم راکد

چند سال بعد بلاگفا هم به جرگه ارائه دهنده های وبلاگ فارسی اضافه شد و کاربری ساده آن خیلی از وبلاگ نویس ها را مشتاق بلاگفا کرد. اگرچه برایم باور پذیر نیست که چطور می شود یک پلتفورم تا این حد راکد، بدون تحول و فرتوت به زندگی خود ادامه دهد اما در مورد بلاگفا گفتنی زیادی ندارم. همه آنچیزی که آن سالها می دیدیم همانی است که حالا بعد از گذشت قریب پانزده سال میبینیم. بجز تغییر در صفحه ورودی، تقریبا هیچ اتفاق چشمگیر دیگری نیفتاده است.

ظهور دامنه های شخصی

تقریبا از حوالی سالهای ۸۲ و ۸۳ بود که رفته رفته ثبت دامنه شخصی شایع شد و اینجا بود که هرکسی برای خود نامی دست و پا می کرد. این رخداد را باید مدیون ایجاد سامانه های مدیریت محتوای رایگان دانست. اینگونه بود که نسخه های اولیه WordPress زمینه ساز توسعه وبلاگ در فضای شخصی تر شد. من هم از این کاروان جا نماندم و اولین وبلاگ وردپرسی ام را در سال ۱۳۸۳ در نشانی ipakchi.net راه اندازی کردم و البته چند سال بعد با مهاجرت به دامنه ipakchi.ir نشانی سابق متروک ماند

سرآغاز محتوای پارسی

تولد وبلاگ فارسی را باید سرآغاز رویش محتوای فارسی در عرصه نت دانست. بسیاری از سایتهای مرجع مانند تبیان و امثالهم، سالها بعد از وبلاگ نویسی پارسی به میدان آمدند و خیلی خوب یادم هست که در ابتدای راه، منعکس کننده محتوای منتشر شده در بلاگها بودند. تاریخ نویسی همواره با احتمال خطا روبروست و من حافظه ام را منتشر میکنم تا دیگر هم‌نسل‌ها نقایصش را جبران کنند.

وبلاگ نویسی شاید یک تفنن دلچسب باشد اما نوشتن و انتشار وبلاگ حقوقی چیزی ورای زنگ تفریح است، شاید حتی از جنس ضرورت. میدانید چرا؟ چون متون حقوقی به زبان فارسی در قحطی نوشتاری به زبان عرفی میسوزد. از دانشجو و استاد تا نویسنده و ناشر، انس گرفته اند به انتشار محتوا در کلماتی مشخص و با رعایت ترمینولوژی تخصصی.

مسامحه در بیان و توسعه در مخاطب

بهره مندی از ادبیات تخصصی و لغتنامه دانشی، نقص نیست و چه بسا در رشته حقوق که واژه‌ها عمیقا دارای معنای منحصر به فردی هستند، استفاده از کلمات با وسواس بیشتری روبرو باشد اما اگر کمی مسامحه در بیان، به توسعه دانش حقوقی یک جامعه ختم شود، آیا معامله مقرون به صرفه ای صورت نگرفته؟ حیف نیست که ما در میان اینهمه حقوقدان و حقوقخوان، چند ده ژورنالیست حرفه ای و حقوقی نداشته باشیم؟ از آنهایی که وقتی میخوانی، بی تاب و مشتاق تا انتهای متن را یک نفس بخوانی!

اروین .د.یالوم

اروین یالوم

نمیدانم اروین یالوم را میشناسید یا نه؛ استادی مبرز در روانکاوی که برای انتقال دانشش کتاب های داستان مینویسد. اگر او را نمی شناسید، کافی است دو کتاب وقتی نیچه گریست و درمان شوپنهاور را تجربه کنید، آنوقت می فهمید دقیقا در مورد چه عجوبه ای صحبت میکنم.

جامعه حقوقی، یک کاتوزیان دیگر نمی خواهد، بلکه یک اروین یالوم میخواهد. استاد فقید و حکیم، دکتر ناصر کاتوزیان، حقوق را به دقت برای اهل حقوق سرمشق نوشت و اما اکنون نیازمند صاحب ذوقی هستیم که حقوق را برای توده مردم بنویسد، شاید چیزی شبیه دکتر علی شریعتی که جامعه شناسی را برای مردم و به زبان کویر نوشت.

برای همین است که میگویم:

نوشتن وبلاگ حقوقی از نان شب واجب تر است

ما نیازمند متونی روان، ساده و کوتاه با رعایت مبانی علمی هستیم و البته بنده نه توانمندی یالوم را دارم و نه در این وبلاگ مخاطب عام را در برابر خود میبینم. احتمالا یادداشتهایی که خواهم نوشت، بیشتر به کار حقوق خوانده‌هایی می رسد که به دنبال مفاهیم جدیدی در دانش حقوق هستند اما در موجز گویی و پرهیز از کلمات درشت و پیچیده، همه سعیم را به کار خواهم گرفت.