ماههاست که آرزو دارم، تخته سیاهی بود که بر روی آن مینوشتم، درس امروز «حق اعتراض». مباحثه میکردیم و رنگ به رنگ و حرف به حرف، مینوشتم. «از حق رعیت تا حقوق شهروندی»، «دین و حکومت»، «دین و دنیای مدرن» و «تکلیف ولی در تضمین حقوق مولی علیه»، «حق دانستن و تلازم دسترسی آزاد به رسانه» و… دهها موضوع دیگر نیز از همین دست است. چه سود که کهنه فروشیم در این بساط کچ و تخته… نو فروشی، حرامی است.
اگر رویا، واقعیت داشت؛ در میانه درس، کتابها را می بستیم. جزوه ای برای نوشتن هم نیست، بلکه گاهی «تماشا» کفایت میکند. بگذارید دقایقی از بحثهای نظری و بنیادین در اثبات «حق اعتراض» فاصله بگیریم. بگذارید دقایقی تماشا کنیم، که در این لحظه که ما در مشرق ِ خود، معطل اثبات حق اعتراضیم، در غرب وحشی و دور از معنویت چه می گذرد.
دومین ماه از سال ۲۰۱۰ میلادی، ایتالیا یکی از مظاهر «حق اعتراض» را در تاریخ بجای گذاشت. از سال گذشته، نهضتی در مخالفت با برلوسکونی تدارک دیده شده است که دارای نماد رنگی است. این گروه رنگ «بنفش» را نماد خود قرارداده اند و تحت عنوان «ملت بنفش» (Popolo viola) معرفی می شوند. این جمعیت دارای وب سایت رسمی است و آزادانه به فعالیتهای اعتراضی خود ادامه میدهند. در ایتالیا دولت نمی تواند خودسرانه به مسدود سازی رسانه اقدام نماید و چنین اقداماتی منوط به طی تشریفات قانونی است. این فرایند ماحصل تضمین حقوق عمومی و رعایت آزادی های به رسمیت شناخته شده خواهد بود. (توضیح بیشتر) اخیرا، معترضین راهپیمایی اعتراض آمیز بزرگی را در مرکز ایتالیا و علیه دولت حاکم برگزار کردند.

بر مبنای رویه های سیاسی و قوانین ایتالیا، «ملت بنفش» حق دارند اعتراض خود را در چنین حدی ابراز نمایند و تضمین امنیت اجتماعات ایشان، برعهده دولت است. میلیونها نفر از ملت بنفش، نمادهای رنگین خود را بر روی دست گرفتند و بدون رو بند، یک پارچه نویسی بزرگ را در معرض دید همگان قرار دادند که بر آن نوشته بود (Berlusconi dimissioni) «برلوسکونی استعفا».
لازم به توجه است که چند هفته قبل از این راهپیمایی بزرگ، برلوسکونی توسط یک شهروند مخالف به نام (massimo tartaglia) ماسیمو تارتالیا مضروب گردید. او با یک مجسمه بر صورت آقای نخست وزیر کوبید و در همان لحظه بازداشت شد ولی اقدام او، بهانه ای برای بستن تمام دهانهای معترض نبود.

موافقین ترور برلوسکونی بلافاصله در فیس بوک از این اقدام اعلام حمایت کردند. اما این شبکه اجتماعی به واسطه این اقدام برخی کاربران، از دسترس عموم مردم خارج نشد بلکه محاکم قضایی ایتالیا، گوگل را به جهت ترقیب خشونت! متهم کردند و گوگل بلافاصله مجبور شد برای تبرئه از این اتهام، اقدام بازدارنده ای را انجام دهد. (توضیح بیشتر)
البته در ایتالیا، برخلاف برخی از کشورهای مدعی، آزادی نزدیک به مطلق نیست! بی تردید نه آزادی مطلق، ارزش است و نه ایتالیا به صرف بررسی یک برش از وقایع سیاسی، مدینه فاضله می شود. لکن ماحصل بررسی وقایعی از این دست، آنقدر هست که بگوییم، در ایتالیا مردم اسیر اختناق نیستند.
- بازتاب اعتراض ملت بنفش در رسانه های دولتی ایران: خبرگزاری فارس، خبرگزاری جمهوری اسلامی، روزنامه اطلاعات،

رسته:
کلمات کلیدی: 


یکی از سرگرمی های لذیذ هر وبلاگ نویسی، رجوع به ایام سپری شده و یادداشتهای گذشته است. من نیز معمولا این کار را بر حسب ماه انجام میدهم. مثلا مطالعه فروردین هشتاد و هشت، هشتاد و هفت، هشتاد و شش و…
خدایا مار را کمی صبر و آرامش بده که دیگر داریم منفجر می شویم و ایران مار یاد دوران مغول می اندازد و فقط غرب وحشی راب یخیال.
برادر خیلی یک طرفه نگاه میکنیو مشکل راهپیمایی آروم و این حرفا نیست. مشکل دادن یه کشته در روز راهپیمایی سکوت شماست. روزهای دیگه بماند . مشکل ۷۲ کشته دروغینه که بعدا معلوم میشه کلا ۳۸ تا بودن که فقط ۱۲ تا از جمعیت سبزند. مشکل اینه اگه میخواستن بیان تو خیابون دیگه انتخابات برا چی بود! میگن برلوسکنی استعفابا اون همه افتضاح به بار اومده از طرف آقا. حالا شما با ایده ۱۳>22 میان فحش و توهین و تهمت میزنین بعد میگین اعتراض آرام. بابا تموم شد این حرفا اینقد هم مظلوم نمایی نکن برادر. یه مقدار به قضیه بهتر نگاه کن. از یه طرف میگین راهپیمایی مهندسی شده بعد فکر نمیکنین که دولتی که چنین قدرتی در مهندسی راهپیمایی داره دلیل بر به حق بودنشه ولی دیگه تیری در تاریکی دیگه. انصاف رو رعایت کن یه مقدار. شما ها حق من و امثال منو ضایع کردین و من از حقم نخواهم گذشت حالا اسم تفکر منو هر چی میخوای بزار کنسرو یا …
یاعلی
حمید عزیز
اتفاقا این یادداشتها، برای تمرین همین است که تو اعتراض کنی و من تحمل کنم، تا تحمل معترض را یادبگیریم.
من راضی ام به اینکه، اینجا مجالی باشد برای بیان حرفهای تو، حتی اگر کلیشه ای و نامرتبط با عرایض بنده باشد. اما شما که رسانه دارید اگر محتاج چنین تقلایی هستید، ببینید جریان مقابل شما که نه مواجب دارد، نه رسانه، چه فریادها دارد.
بنده در باب «اخبار» بعد از انتخابات قصد نوشتن ندارم و مدافع همه جانبه یک جریان نیز نیستم، فقط جهت ارشاد و از این باب که احتمالا این موارد را عیناً جاهای دیگر نیز طرح می فرمایید، دو نکته قابل توجه است:
۱- قباحت مردم کشی، نصاب عددی ندارد. «مردم» یعنی همه، از هر رنگ، خواه هم رای من، خواه هم رای تو.
۲- اینکه در اعتراض آرام، معترضین با سلاح سازمانی کشته شوند، «دفاع» نیست بلکه «اقرار» است.
ان الباطل کان زهوقا
یاحق
باسلام
خواستم خدمتتون عرض کنم که در همین راهپیمایی بنفشها در همین غرب مهربان خبرنگار کشورما را به اتهام قاچاق اسلحه بعد از گزارش همین راهپیمایی دستگیر کردند/خودت بشین فکر کن در شرق وحشی ما به کدوم خبرنگار اتهام قاچاق اسلحه زده شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
سلام علیکم
ایراد واردی است. با شما موافقم…
محاکم غرب، با اتباع خودشان «حقوقی» بر خورد می کنند و با اتباع دیگران «سیاسی»
در محــاکم ما، با اتباع دیگران «حقوقی» برخورد می شود و با اتباع خودمان «سیاسی»
اینا مثل آدم آروم راهپیمایی و اعتراض میکنن . مثل سبزیا که فقط ادعای فرهنگ دارن شیشه ی بانک نمیارن پایین که – یا اتوبوس بپوکونن!
مثلا خودتونو میخواید قاطیه بنفشای ایتالیایی کنید بگید ما سه تا رو کجا میبرید؟!
سبکترین وسطحی ترین مطلب را آقای ایپکچی می نویسند نمی دانم چرا
هر وقت دیدی خیلی به مطالبت بد و بیراه گفتن، بدون دست روی نقطه حساس گذاشتی
آقا اینا ظاهره قضیه ست!!!
اینا همه دستشون تو یه کاسه ست!!
اینا می خوان اینجور چیزا رو به جهان سومی ها یاد بدن و با این کار انقلاب مخملی و رنگی راه بندازن!!!
همین کتک خوردن برلسکنی هم الکی بود! بی بی سی با همه اینا هماهنگ کرده بود!! اصلا چرا اون زمان باید دوربین درست روی صورت این آقا باشه؟!؟ چرا محافظا اجازه داده اون یارو به اون راحتی بیاد و مشت بزنه؟!؟ تازه شما اگه فیلمشو دوباره خوب تماشا کنی می بینی که خود سیلویو دست می کنه تو جیبش یه چیزی می ریزه رو صورتش بعدشم میره رو ماشین که همه ببینن!!
آقا اینا همه ش فضاسازی و کارای تبلیغاتیه! کجای کاری برادر؟!!
تو این راهپیماییاشونم که همه شو نشون نمیدن! فقط اون جاهایی رو نشون میدن که خوب و قشنگه!! خبرنگارا کاملا کنترل میشن! رسانه ها هم که مال خودشونه دیگه، نمیذارن چیزی از دستشون در بره.
اصلا از کجا معلوم همه اینا فتوشاپی نباشه!!؟
از کجا معلوم همه اینا تو یه زیرزمینی تو هالیوود که توسط ماسون های یهودی اداره میشه، ساخته نمیشه؟!!؟
کار کار انگلیسی هاست!!!!
دیگه از شما بعیده که چیزای به این واضحی رو ندونید آقای ایپکچی!!!
واقعا از شما انتظار نداشتم…!!!
همین کنسروای خارجی رو می خورید که اینجوری میشید!!!
کنسرو داخلی مصرف کن برادر!! تاریخ گذشته شم شرف داره به این اجنبی ها!
آممم … دیگه چی!؟
همین دیگه!
آها!
یا علی …
اینم حرفیه

یاعلی…
از شما بعید بود چنین نوشته ای.دیگر خواهرزاده ی من هم فرق راهپیمایی ۲۲ بهمن با راهپیمایی سبزهاو بنفش ها را می فهمد. متاسفم برایتان.
فرق آنها که اظهرمن الشمس است… اما ارتباط کامنت با متن؟
حسام جان
سلام
برایم خیلی دردناک است که غرب وحشی آنهم وحشیترینش یعنی رُم را به رخم بکشی!
رُمی که اسکندرش بجز دریدن و کوبیدن و سوزاندن چیزی نمیدانست. رُمی که هنوز لکه ننگ آزادی مافیا را از خود پاک نکرده است. چه چیزش برای ما درس دارد؟ این که چه هوشمندانه ملت خود را خر میکنند تا بتوانند آنان را بیشتر بدوشند؟ برلوسکونی چرا باید با ملتش دربیافتد در حالی که کرور کرور منفعت باشگاه میلان را صرف فاحشههای دنیا میکند و هر روز با صهیون این دشمن بشریت نرد عشق میبازد!
اکنون کار ما به جایی رسیده که حاضر شویم رهبرانمان حق برگزاری تظاهرات آزادانه رنگی ما را به رسمیت بشناسند ولو آن گونه که برلوسکونی؟!
سوال دیگری دارم. در کجای دنیا حق اعتراض به عبارت ممنوعه “هولوکاست” به رسمیت شناخته میشود؟ آیا نمونهای سراغ دارید که به من معرفی کنید؟
بله این یک حقیقت است هیچ حکومتی اجازه نمیدهدعلیه مقدساتش تظاهرات شود. آنان علیه هولوکاست و ما علیه ولایت فقیه!
راستی معصومینژاد در رًم فرهیخته که آزادی و بهرهمندی از وکیل و اعتراض یک امر مقدس است به چه جرمی بازداشت شد؟
دلم به درد آمد برادر
علیکم السلام، جناب بزمانه…
اول – من مفتخرم به اینکه نوشته هایم را بیشتر از موافقین، مخالفینم می خوانند اما علیکم بالانصاف…بنده که عرض کردم«…و نه ایتالیا به صرف بررسی یک برش از وقایع سیاسی، مدینه فاضله می شود…»؛ منصفانه نوشتن سخت است اما منصفانه خواندن سخت تر. اگر پیش داوری ها مانع نباشد تا منظور یکدیگر را بی غل و غش دریابیم؛ آنوقت واضح بود که من مدافع فاحشه خانه های برلوسکونی و جنایتهای اسکندر نیستم! اینکه مردمان یک کشور به سیاستها و سیاستمداران حق اعتراض دارند، یک «فضیلت» است. ذکر این فضیلت به معنای همسویی تمام رذیلتهای پیرامونی نیست بزرگوار! توجیه گر هر رفتاری تحت نام اعتراض نیز نیست
چرا آنوقتی که امام در فرانسه فرمود، جمهوری ما مثل همه جمهوری های دنیاست، یک به یک فسادها و جنایتهای همه دنیا را روبرویش فهرست ننوشتیم!؟ چرا آنوقتی که سید جمال گفت، از دین سخنش در مشرق است و عملش در مغرب، انگ فاحشه خانه های مغرب و کاباره ها و… را بر پیشانی اش نزدیم؟
دوم – اما سوالی که فرمودید؛ جوابش در این ظرف تنگ کامنت جا نمی شود اما واقعا «هلوکاست» برای غرب، و «ولایت فقیه» برای ما، یک شان دارد!؟ تحقیق ممنوع، نقد ممنوع، اعتراض ممنوع، پرسش ممنوع، انتشار کتاب و مقاله نقادانه جرم و… !؟ با قیاسی که فرمودید موافق نیستم، این مقدس تا آن مقدس، فرقها دارد….
آنها که در خیابان فریاد زدند «مرگ بر اصل ولایت فقیه» ؛ دشمن… اما آنها که پشت «ولایت فقیه» سنگر گرفتند و هرکس اعتراضی داشت، خود را عقب کشیدند و حواله به بالا دادند. آنها که هرکس نقدشان کرد، جا خالی دادند و گفتند، «با ولی فقیه بودی؟» کاری کردند که دشمن از انجام آن عاجز بود...
حق اعتراض، حق اعتراض به هر شکل نیست، تامل بفرمایید که این مبحث ادامه دارد همچنان
سلام
چرا به رویات رنگ حقیقت نمی دهی؟
از کسانی که می شناسی و مورد وثوق و اعتمادت هستند و منطقی هم هستند و اهل دعوا هم نیستند دعوت کن دور هم جمع بشید و بنشینید و در مورد حق اعتراض و روشهای اعتراض و مخالف و احترام به مخالف صحبت کنید
سلام
چنین بحثهایی در جمع های مختصر و خودمانی برقرار است و همین خورده مطالبی هم که مینویسم و مینویسند، ماحصل هم گعده هاست. نقدها و تذکراتی که در چنین جمع هایی میشنوم و بارها به این نتیجه میرسم و به زبان می آورم که «باید بیشتر فکر کنم» قطعا نعمت است.
اما تدارک یک جمع جامع الاطراف، که همه بتوانند بی لکنت بگویند و پس از آنهم در امان باشند، کمی با فضای پیرامون ما و یا لااقل فضای پیرامون بنده، ناشدنی است.
باید بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر
خدایا به من و شاید هم به ما قدرت تحمل عقیده ی مخالف ارزانی کن
سلام
به نظر من مشکل همان توهم خود علی بینی یا خود پیغمبر بینی است که باعث شده در این حکومت اسماً اسلامی، دولت (حکومت) کوچکترین اعتراض یا انتقادی را برنتابد و به راحتی برای دانشجوی ۲۰ ساله شیعه به اتهام محاربه حکم اعدام صادر کند.
این ساختار حکومتی خود را بهترین و حق مطلق می داند و جز با اصلاح این نوع تفکر راه به جایی نخواهیم برد.
آن عزیزانی که بر علیه این مطلب، نوشتند یا آنرا سبک دانستند هیچ جوابی نداشتند و فقط فرافکنی کردند که خود نشان دهنده عدم تحمل انتقاد و نهایتاً اعتراض طرف مقابل است.
آن عزیزی که می گوید تئوری ما ۱۳>22 است باید بگویم که از نظر شما ۱>70میلیون است، بهتر است کمی ریاضی تمرین کنید.
برای آن کسانی که معترضان را آشوبگر می خوانند توصیه می کنم فیلم حمله وحشیانه نیروهای امنیتی به خواب گاه های کوی دانشگاه را حتماً مشاهده کنند بعد تهمت بزنند.
و نهایتاً : “بدترین مردم کسی است که خود را بهترین آنها بداند” امام علی(ع)
من هم جز موافقین شما هستم البته تا حدودی ولی برای اینکه بخندیم از جانب مخالفین می نویسم:معلم دینی شم چرا؟
سلام خدمت معلمم
آقا ایولا . صبر و آرامش شما به ما خیلی چیز یاد میده.
شما خودت خیلی خوب عامل به این حرفا که می زنی هستی. خدا شما روواسه ما نگه داره
چاکرتم هستیم
سبز می شویم