از نخستین ساعات بامداد امروز، آمارها و نظرسنجی ها در اغلب ستادها ارائه شده است. تقریبا هر چهارکاندیدای مطرح شده جایگاه خود را پیدا کرده اند و از نتیجه هم باخبرند. شاید تنها کاندیدایی که درصد آرائش همچنان در حال جابجایی است محسن رضایی باشد. پیروز رقابت هم برای مقامات و هم برای خود بزرگان ستادها مشخص شده و به همین سبب در جریان رقیب، انفعال و دنباله رویی مشخص است.
حذف دسترسی موسوی به ورزشگاه آزادی، مصلی و… تشکیل زنجیره انسانی تقلیدی، دو روز پس از حضور تجریش تا راه آهن حامیان موسوی در تهران و بلوفهای آماری و پیشخبر از پیروزی قطعی و… از مصادیق همین انفعال است و از دیگر سو تهدیدهایی که مفروض است تا برسد به نامه کارکنان وزارت کشور به مقام معظم رهبری! و در نهایت هم نامه آیة الله هاشمی با موخره جدی و قابل تاملش که:
- سرچشمه شاید گرفتن به بیل
- چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
ماجرای انتخابات دهم، یکی از جالب ترین تجربیات «سیاسی – شخصی»ام بود. برای من رتبه ها و جایگاههای بسیاری از مقامات و سیاستمداران، قبل و بعد از انتخابات دهم تغییر کرد. تغییری که نمیدانم ثمره اش در آتیه چه خواهد بود. حرفهای نابجا، سکوتهای نابجا، حرفهای بجا، سکوتهای بجا و… جای بسیاری از اشخاصی که شاخص سیاسی و اعتقادی بودند را در باورهایم جابجا کرد. و البته، لطف انتخابات هم به همین است.
به گمانم می آید که در بحث انتخابات، دیگر هیچ تحلیل گفتنی و حرف نوشتنی نخواهم داشت. من آخرین جمله ای که به یکی از عزیزان صاحب کسوت در عرصه سیاست گفتم این بود که مساله انتخابات تا اینجا خوب مدیریت نشد. ذخیره ای که میتوانست درچاچوب باشد، با بستن دسترسی ها به بیرون هدایت شد. بهترین اتفاق برای نظام آن است که در روز جمعه موسوی و موج سبزش داخل نظام باقی بمانند…
از جمله مباحث جدی که پس از این با بازخوانی و مطالعه پیرامونش خواهم پرداخت، فقه سیاسی، اخلاق سیاسی و بایسته های حکومت دینی است. دانسته های و تئوری های پیش از این، تکافوی توجیه تمام اتفاقاتی که در این روزها افتاد را نداشت. تئوری که نتوان مصادیق آن را در عمل تحلیل کرد و نتواند دید کافی نسبت به تمام وقایع داشته باشد، قطعا نیازمند بازخوانی است.


رسته:
کلمات کلیدی: 


یکی از سرگرمی های لذیذ هر وبلاگ نویسی، رجوع به ایام سپری شده و یادداشتهای گذشته است. من نیز معمولا این کار را بر حسب ماه انجام میدهم. مثلا مطالعه فروردین هشتاد و هشت، هشتاد و هفت، هشتاد و شش و…
بسمه تعالی
این روزها انسان بهتر می تواند درک کند که چگونه و از چه مسیری یک نمازشب خوان و یک قاری قرآن نهایتا به لحاظ تنگ اندیشی خود در کنار یک هوس دنیائی به شقی ترین انسانهای زمین می تواند تبدیل شود ، آیا این روحیه همان نیست که حافظ می فرماید پشمینه پوش تنگ خو از عشق نشنیده است بو از مستی اش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند به هر حال باید بدانیم که این وضعیت یک باره رخ نداده است و حاصل اشتباهات و عملکرد دوره های قبل و برخی تمامیت خواهی ها و تسامح ها و نادیده گرفتن ها هم قطعا می باشد ، راه چاره بازگشت به اعتدال واقعی در فکر و عمل و قضاوت ها و عملکرد هاست شاید همان امت وسط که قرآن می فرماید ، باید اعتدالیون واقعی و دارای سعه صدر و تحمل همه جناح ها و تفکرات کنار هم جمع شده و به هم کمک نمایند و افراطیون از هر طرز فکر را طرد نمایند که مقدمات آن در موج سبز موسوی فعلا وجود دارد و باید به هر ترتیب حفظ شود .