مناظره آقایان احمدی نژاد و موسوی، وفق پیش بینی ملتهب و جالب بود. از پیش نیز مشخص بود که اگر تا روز مناظره، آراء آقای احمدی نژاد دارای برتر قاطعی نسبت به میرحسین موسوی باشد، این مناظره در حد تقابل آمارها و ارقامها به انجام خواهد رسید، اما اگر آراء آقای احمدی نژاد در مرز سقوط قرار گیرد، ایشان برای ایجاد موج و احیاء وضع خود به سخنان هیجان آفرین در عرصه اجتماع متوسل خواهند شد.
افول چشمگیر آرای آقای احمدی نژاد و صعود متقابل میرحسین موسوی در روزهای اخیر که حتی سایتهای حامی دولت را نیز برخلاف روش متداول از آمارنمایی به دور داشته است، موجب گردید که ایشان برای بقاء در قدرت، سعی کند که:
- اولاً: همه دولتها را در برابر خود توصیف کند
- ثانیاً: تمام این دولتها را در مسیر افساد و اشرافی گری و خود را در طریق احیا معرفی نماید.
بی تردید اگر قصد رضای خدا بود و حق مردم که در تمام سالهای گذشته نیز فرصت برای این قبیل حرفها بود و خرج آبروی نظام در رقابت انتخاباتی دلالت دارد بر حلاوت قدرت. نکته جالب توجه آن بود که طبق قانون مذاکره ایشان مجاز به نام بردن از اشخاص نبودند و البته جز این نیز حرف دیگری برای عرضه نبود.
نکته دیگری که تشریح آن توسط مقامات قضایی خالی از لطف نیست این است که تبیین فرمایند در وضع موجود، چه تفاوتی میان آقای احمدی نژاد و آقای پالیزدار وجود دارد!؟ طبق آرمانهای انقلاب اسلامی که همه را در برابر قانون برابر توصیف می کند، آقای احمدی نژاد باید در کنار آقای پالیزدار باشد، یا جناب پالیزدار باید آزاد شوند؟!
در این برنامه، علاوه بر آقای هاشمی و فرزندان ایشان که محور اصلی تخریب بودند، نقد و اتهام به آقای ناطق نوری (مسئول دفتر بازرسی مقام رهبری) و ثروت اندوزی فرزندان ایشان و تاکید در فساد و اشرافی گری در سه دولت گذشته (دولت آقای خاتمی، دولت آقای هاشمی و دولت مقام رهبری به نخست وزیری میرحسین موسوی) نیز بخش قابل توجهی از سخنان آقای احمدی نژاد را شامل گردید.
جای بسی شگفتی است که اگر تا این حد از فساد در بیش از دو دهه در جامعه متداول بوده، چطور مراجع و بزرگان نظام بالاخص مقام رهبری (که بسیاری از مفسدین نام برده شده توسط آقای احمدی نژاد اگر منصوب ایشان نبودند، مورد حمایت ایشان بودند) نسبت به آن اعلان موضع نکرده اند؟! نمی شود از یک سو فرمان هشت ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی را ابلاغ کرد و از دیگر سو تمام مفسدین را در مجمع تشخیص مصلحت نظام به کسوت و مقام رساند!
من بیش از هرچیز در این ایام چشم انتظار موضع مقام رهبری نسبت به این اتهامات هستم. حقیقت آن است که این اتهامات بیش از هر شخص و گروهی، متوجه نظامی است که استعداد خلق و استمرار فساد را در خود داده است و از صمیم قلب آرزو دارم که این اتهامات رفع گردد. این آرزو نه فقط به سبب حرمت و تقدس این انقلاب است که هر کرسی قدرتش، با خون شهیدی بقا یافته، بلکه به سبب حفظ باورهای شخصی است که در معرض سوختن است. آری؛ باور… من و جوانانی هم طبقه و هم اندیشه با من، قداست این نظام را با سلامت زعمای آن یکجا باور کرده بودیم. اگر اشتباه کرده ایم، لااقل زودتر ارشاد فرمایید که مبادا دیانتمان نیز مانند سیاستمان بشود!

رسته: 


یکی از سرگرمی های لذیذ هر وبلاگ نویسی، رجوع به ایام سپری شده و یادداشتهای گذشته است. من نیز معمولا این کار را بر حسب ماه انجام میدهم. مثلا مطالعه فروردین هشتاد و هشت، هشتاد و هفت، هشتاد و شش و…