ماه عسل قدرت

روزهای نخستین وصال همواره ایام تغزل و تملق است. فارغ از واقعیتهای متدوال زندگی، دغدغه های آرمانی و آرزوهای جهانگیری است که به وفور بیان می شود و این رسم همیشه روزگار است حتی اگر عروس، عجوزه هزار داماد قدرت باشد.

مهمترین مصداق این حکایت را می توان در روزهای نخستین انتخاب ریاست جمهوری دید. بالاخص هجمه اربابان رسانه به سوی این منتخب نورسیده، آنچنان وی را سرمست می سازد که فراموش می کند که او تنها یکی از چند روسای قوای کشور است. تاریخ گواهی می دهد که در کشورهای مختلف، قریب به اتفاق منتخبین ریاست جمهوری در روزهای نخستین آنقدر بالا نشسته اند که پنداشتند مخاطب ایشان دنیا است نه کشور خود.

طرح مباحث کلان بین المللی در روزهای نخست از همین تفکر ناشی است. (نطق سوگند ریاست جمهوری جرج بوش، خطابه جناب آقای خاتمی در روزهای نخست برای مردم امریکا در دولت هفتم، طرح مساله هلوکاست از جانب جناب آقای احمدی نژاد در دولت نهم و…) پس از گذشت ایامی نیز از کرسی جهانی فاصله گرفته و به دغدغه های کشوری می رسند. در این گام نیز صحبتها به قدری کلان است که گویی ریاست جمهور قرار است برای تمام قوا و ارکان کشور تعیین خط مشی نماید (صدور منشور از جانب جناب آقای احمدی نژاد برای صدا و سیما در حالیکه اصلا و ابدا در حوزه اختیارات ایشان نیست نیز از همین جنس است). نطقهای آتشین و شهر به شهر گاه اینگونه به ذهن متبادر می سازد که هنوز در ایام انتخاباتی و دغدغه های جمع آوری آرا به سر می بریم. لکن دیری نمی پاید که این «ماه عسل قدرت» به پایان می رسد و رئیس جمهوران نورس را واقع گرا می نماید. مهمترین مولفه های موثر در این تحول بدین شرح است:

۱. نظارت پارلمانی:

نخستین مانعی که در پیش روی یکه تازی مقام اول اجرایی قرار میگیرد عبور از محک نظارت پارلمان است. نکته قابل توجه آن است که نظارت پارلمان بر نهاد اجرایی کشور، نه نظارت قضایی بلکه صرفاً یک نظارت سیاسی است و این کار را برای رئیس جمهور مشکل تر می نماید.

رئیس جمهور تنها چند هفته پس از هیاهوهای انتخاباتی و ذوق منتخب شدن باید جهت تشکیل دولت رضایت پارلمانی را جلب نماید که حتی ممکن است از جریان سیاسی مخالف وی باشند. داد و ستدهای عیان و نهان جهت جلب نظر نمایندگان نخستین تلنگری است که پس از انتخابات، کاندیدای پیروز را از حباب مقدس آرمانی خویش خارج می کند و به پای میز مدارا می نشاند.

نظارت پارلمانی منحصر به روزهای نخستین نیست. سوالهای مکرر، نطقهای پیش از دستور، مانع تراشی در برابر لوایح دولت و در نهایت جرح و تعدیل بودجه تداوم همین نظارت قوه مقننه بر قوه اجرایی است. به ندرت در ماههای نخستین ممکن است کار به استیضاح برسد لکن حتی طرح و پیشنهاد استیضاح می تواند وزیر تازه به مسند رسیده را با چالش روبرو کند.

۲. دیوان سالاری:

تمام وعده ها و وعید های رئیس جمهور منتخب باید به مدد پیاده نظام کارمندان و کارکنان محقق گردد. لکن مشکل آن است که این ارتش چند صد هزار نفری دارای نظام دیوان سالاری جا افتاده ای است که چندان هم تابع رئیس جمهور جدید نیست آنچنان که تابع رئیس جمهورهای پیشین نیز نبوده و در مرور زمان به عنوان یک کل مستقل از اجزاء شکل گرفته است.

رخوت دیوان سالاری در برابر نشاط و هیجان مقامات در ماه عسل قدرت، مهمترین معضل داخلی قوه اجرایی است. از یک سو دولت جدید با اشتیاق غیر قابل وصفی در نشان دادن خود پای به میدان نهاده و سعی غیر قابل کتمانی در انجام امور “نمایان” و نه بنیادین دارد. (امور نمایان مصوبات یا عدم مصوباتی است که حاصل مطالعات عمیق و یا زیر ساختهای مناسب نیست بلکه به هدف نمایش اقتدار و ابتکار دولت جدید مطرح می گردد مانند پرداخت پاداشهای مستقیم و یا عدم تغییر ساعت در دولت نهم).

لکن از دیگر سو نظام بروکراتیک کشور مبتلا به تردید است. دغدغه ماندن و یا نماندن؛ مدیران اداری و کارمندان ارشد را به تنازع بقاء می کشاند. کارمندان دون پایه نیز هفته ها و یا ماهها دست بر چانه در انتظار عزل و نصبها نشسته اند. بی تردید مدیری که همگان منتظر رفتنش هستند دیگر اقتداری جهت اداره نهاد متبوع خویش ندارد و لذا نشاط فوق الذکر به خمودی دیوان سالاری مبتلا می شود.

۳. افکار عمومی و رسانه ها:

افکار عمومی پرتوقع و رسانه های حساس، بخش قابل توجهی از توان دولت جدید را به خود مشغول می سازند. در این میان کاندیداهای مغلوب و یا طرفداران داخلی و خارجی ایشان نیز بر سختی کار می افزایند. رئیس جمهور نو رسیده که احتمالاً چندان هم از خزانه اطلاعاتی کامل بهره مند نیست حال با سوالاتی مواجه می شود که شاید پاسخ آنها تمام فعالیت آتی دولت وی را زیر سوال ببرد.

نظیر این اتفاق در دولت نهم نیز رئیس جمهور محترم و کابینه ایشان را به مشکل مواجه کرد. شاید آن روز که جناب احمدی نژاد در کنج مسجدی و در برابر جمع اندکی صحبت از نابودی اسرائیل می کرد به هر پیامدی اندیشیده بود جز آنکه دامنه کار تا واکنش عظیم بین المللی و پاسخ سازمان ملل متحد بی انجامد.

۴. مضیقه های مالی:

حاتم بخشی های اول کار دولت به مثابه شادباش هایی است که تازه دامادان بدون حساب توان جیب به این و آن هبه می کنند. دیر یا زود هیاهوهای اول کار می گذرد و وقت تاوان دهی می رسد. مضیقه های مالی یکی از مهمترین سرعت گیرهایی است که دربرابر دولت مانع تراشی می کند.

با توجه به آنکه در ساختار بودجه نویسی حتی یک ریال بدون برنامه وجود ندارد، بخششهای خارج از قاعده اغلب با ناکامی روبرو می شود و گاه در بدترین احتمال به مانند چک بی محلی می شود که وعده اش از جانب رئیس جمهور داده شده و در مرحله پرداخت با کیسه ای تهی روبرو گردیده است.

۵. برنامه های بلند مدت:

برنامه های بلند مدت و کوتاه مدت که تعیین کننده خطی مشی نظام است نیز از ابتکار عمل دولت جدید می کاهد. در کشور ما نیز برنامه های پنج ساله از یک سو و چشم اندازه بیست ساله از سویی دیگر به تحدید اراده دولت ختم می شود.

مشکل آنجا عیان تر می شود که در کشورهایی که جابجایی سیاسی الاکلنگی دارد و قدرت بین دو جناح دست به دست می شود این برنامه های بلند مدت معمولاً توسط دولت پیشینی نوشته می شود که رقیب سیاسی دولت فعلی است؛ لکن دولت جدید مکلف به اجرای مصوبات آن است.

تاکید بر اهمیت برنامه های بلند مدت نباید ما را از مصوبات عادی دولت پیشین غافل کند. حجم قابل توجهی از مصوبات اجرایی که دولت جدید با آن روبرو است ماحصل هیات دولت سابق است. حتی در دولتهایی که به مانند دولت نهم جمهوری اسلامی ایران کل مصوبات ماه های آخر دولت قبل را عودت می دهند نیز این مشکل مرتفع نمی شود بلکه جابجا می شود. چراکه معطلی حاصل از این اقدام بر “رخوت دیوان سالاری” مذکور در بند ۲ می افزاید.

۶. معاهدات بین المللی:

معاهدات بین المللی با جابجایی دولتها منقضی نمی شود. لذا هر دولت مجموعه از معاهدات و مقاوله نامه ها را برای دولت بعدی به ارث می گذارد که خارج از اراده رئیس جمهور و کابینه جدید به ایشان تحمیل می گردد. سرپیچی و تخلف از این مصوبات با هزینه های سنگین سیاسی و گاه خسارات اقتصادی ناشی از نقض تعهد روبرو است و تمکین از این معاهدات نیز ممکن است دولت را در مسیری خلاف سیاستهای وعده داده شده هدایت کند.

مجموعه موارد گفته شده در کنار دهها نکته ناگفته به اینجا ختم می شود که رئیس جمهور منتخب را از هوای “ماه عسل قدرت” خارج کرده و به ورطه واقع گرایی و روزمره گی می کشاند. لذا جای تعجب نیست اگر آقای خاتمی هیچگاه بجز روزهای نخستین ریاست جمهوری خود نه در صف شیر ایستاد و نه با اتوبوس به دفتر ریاست جمهوری رفت. به همین سبب نیز بی تردید در ماههای آینده رفته رفته جناب آقای احمدی نژاد نیز از این ماه عسل بیرون خواهند آمد و این نه یک نقص، بلکه قاعده بازی است.

  • Share/Bookmark
You can leave a response, or trackback from your own site.

دیدگاه شما چیست؟

 
Check Google Page Rank