دوم – حذف نخبگان و رواج چاکرمنشی

در احوال شاه سلطان حسین آورده اند که تا هنگام جلوس بر تخت فرمانروایى، اسب سوارى هم نمى‏دانست. یک بار در باغچه حرم، بدون قصد مرغابیى به تیر تپانچه او کشته شد، و شاه با وحشت فریاد بر آورد که «قاتل اولدم» یعنى دستم به خون آلوده شد. چون تا آن هنگام یعنى بیست و شش سالگى از حرم بیرون نیامده بود، از اوضاع و احوال سر در نمى‏آورد.

شاه سلطان حسین، تربیت شده حرمسرای صفوی بود و پس از تکیه زدن بر مسند سلطانی نیز على رغم خروج از حرم خانه و جلوس بر تخت پادشاهى، از نظر فکرى از آن محیط و تأثیراتش بیرون نیامد و همواره تحت نفوذ خواجه سرایان و زنان حرم سرا قرار داشت.

زمامدار هرز و حقیر، چه می خواهد جز زیردستان حقیرتر و بی مایه تر؟ و بر سر متولیان فرومایه، چه چیز مانع است جز نخبگان و کاربلدان؟ ناگفته هویداست، آنگاه که مقام به شاه سلطان حسین ها رسیده باشد، معیار ترقی، «چاکری» است. هرکه چاکرتر، بالانشین تر. آن هنگام است که امیران و کدخدایان، برای تامین تحفه های سلطانی و سبقت در عرض ارادت به چپاول ملت مشغول می شوند.

البته انتظارى بیش از آن هم از سپاه دولت صفوى نمى‏رفت؛ چه بسیارى از مقامات بلند پایه سپاه، توسط شخصیتهاى فرومایه‏اى اشغال شده بود که نه بر اساس لیاقت و کاردانى شان بلکه با خرید منصب و پرداخت رشوه و یا چاکر منشى و اظهار «وفا دارى» بى چون و چرا به شاه و خواجه سرایان به دست آورده بودند. این دسته از فرماندهان، نمى‏توانستد زیر مجموعه تحت الامر خود را از دریافت رشوه و باج خواهى جلو گیرند که هیچ، در غارت مردمان منافع مشترک هم داشتند. از این رو، نیروى نظامى و انتظامى از استقرار امنیت و برخورد با راهزنان و دزدان و جنایتکاران که نیازمند صرف هزینه و وظیفه شناسى و قبول خطر بود، به کلى ناتوان مى‏ماند و تنها در اقداماتى که نتیجه مادى ملموس داشت و منجر به غارت رعیت مى‏شد «خطر» مى‏کرد.

اینگونه است که می توان در برشمردن مانیفستهای نظام سلطان حسینی و طریقت سلطان حسینیسم، دومین اصل را خالی کردن حلقه زمامداران از افراد شایسته و لایق (به سبب بله قربان گو نبودن) و جایگزین نمودن خواجگان و حرم داران به سبب چاکرمنشی نام برد.

  • Share/Bookmark




مطالب مرتبط



این مطلب در تاریخ پنجشنبه , ۲۸م آذر , ۱۳۸۷ ساعت ۹:۰۰ ب.ظ نوشته شده است
نظر ۲

  1. عباس نژاد::جام جم:: I آذر ۲۹, ۱۳۸۷ ۸:۱۴ ق.ظ

    بسیار دقیق
    مستدام باشید

  2. e-poornejati I آذر ۳۰, ۱۳۸۷ ۲:۲۹ ب.ظ

    زمانی من برای خواندن مطالب شما در سایت گاهی اوقات درمسافرت نیز وقتی اختصاص می دادم زیرا با خواندن مطالب عقلی ونویی مواجح می شدم که برایم فوق العاده بود و مطلبی جدید و لازم برای زندگی و معرفت خود یاد می گرفتم اما به نظر من به تازگی آن طبع فوق العاده اندکی نزول داشته و بیشتر به مطالب یک رنگی اشاره می شود.و
    به امید حقیقت…وسپاس فراوان

- نام شما

- پست الکترونیک

وب سایت


- - - - - - - - - - -