
دیدن ویرانه ای که دیروز خانه بوده، رقت برای کودکی که جنگ را به اندازه عروسکهای سوخته اش می فهمد؛ محتاج فلسفه نیست! آن هم برای من و همسالانم که جنگ را چشیده ایم. حکایت موشک و خانه و سوختن برایمان تجربه شده است.
برای مایی که میدانیم، زندگی حتی بعد از آژیر سفید نیز سفید نمی شود. مایی که میدانیم جنگ اگر چند سال در سنگر آتش کند، چند دهه بعدش در زندگی انسانهایی آتش می زند که اقتصادشان، اجتماعشان، آسایش شان و همه چیزشان همچنان دود گرفته از جنگ است.
هنگامی که این فیلم را دیدم، خواستم به «هباء» بگویم، غصه عروسکها و لباسهایت را نخور که بوی گاز می دهد. ما همچنان بیست سال پس از جنگ، زندگی مان یا بوی دود می دهد یا بوی نفت.
ایده خروش وبلاگی برای غزه (Gaza Cyber Roar) حق بود. اعتراض به جنایت غزه، فریاد حق خواهی برای مظلومیت انسانهایی که زیر شنی های قلدرها، آواره می شوند هم به حکم «دل» واجب است هم «عقل» و اما من از عقلش گفته ام:
اما عقل…
در نزد فلاسفه، بالاخص عالمان حکمت متعالیه، اصلی پذیرفته شده و قریب به بدیهی وجود دارد به نام «قاعده الواحد». این قاعده بیان می کند که «الواحد لایصدر عنه الاالواحد» به این معنا که از خالق واحد، جز مخلوقی واحد صادر نمی شود.
تحلیل و عمیق شدن در این قاعده، نه در بضاعت سواد من است و نه در حوصله این یادداشت، اما معتقدم، قواعد فلسفی، صرفاً جملات پیچیده ای جهت دفن شدن در کتابخانه ها نیست و چنانچه قاعده و اصلی اثبات شود در تمام شئون سیاسی، اقتصادی، علوم اجتماعی و روابط بین الملل حاکم است. مانند «اصل علیت» که محدود به علم خاصی نیست و در تمام شئون صادق است.
قاعده الواحد در روابط ملل
نتیجه پذیرش قاعده الواحد در روابط بین ملل آن است که مجموعه ملتها و به تبع آن دولتهای جهان، عضوی از یک پیکره واحدند. به این معنا که احوال ایشان بر یکدیگر موثر است. هرچند این نظریه در ظاهر با مبحث «جهانی سازی» و «دهکده جهانی» بسیار نزدیک است اما در قاعده الواحد، «برابری و تعدیل» جزء ذاتی نظریه است برخلاف نظریه «دهکده جهانی» که همواره بر محور «کدخدا» تعریف می شود.
پذیرش این نظریه شاید در سالیان دور، سخت بود اما در این سالها (هفتاد و هشت شمسی و دوهزار و هشت میلادی) که بحران اقتصادی بر بسیاری از کشورها سایه انداخته است، شاید کار کمی ساده تر شود. همانگونه که این روزها بارها و بارها از زبان مسئولان می شنویم که بحران اقتصادی جهان ثمره عمل امریکاست. صرفنظر از صدق و کذب این خبر، مهم این است که پذیرفته ایم، آنچه در امریکا اتفاق می افتد بر ما موثر است.
و اما فلسطین…
گاه در میان ما عوام مردم، اینگونه بحث می افتد که تا خودمان فقر داریم، چه کار به فقر فلسطین دارید یا تا خودمان مشکل داریم چرا در پی مشکلات دیگری می روید و مباحثی از این دست. اما کمتر مجال می رسد که فکر کنیم شاید فقر ما از فقر آنهاست و یا شاید ثروت ما متعاقب ثروت آنها باشد.
همین روزها در پارلمان اروپایی مصوب گردید که کشورهای با وضعیت اقتصادی مناسب به کشورهای دچار مشکلات ناشی از بحران اقتصادی، کمکهای کلان اقتصادی کنند. به نظرتان این کمکها از باب قرض الحسنه و خیرات در راستای باقیات الصالحات است!!؟
نه! واقعیت این است که این قاعده کهن و قدیمی در اندیشه ما، امروز از جانب آنها باور و عمل می شود اما ما همچنان بر سر همان بهانه های کوچه خیابانی هستیم. والا شاید اهل تحقیق اقرار کنند که مهار اسرائیل در فلسطین به معنای مهار دشمن در مرز چند هزار کیلومتری است و امروز غزه، مانند خط مقدمی است که برای ما می جنگد!
همانگونه که انگلیس و امریکا بر این باورند که اسرائیل، امروز برای آنها می جنگد و هیچ ابا و کاستی در حمایت سیاسی و مالی و نظامی از او دیده نمی شود.
مطالب مرتبط
- » جنگ زرگری ِ بین المللی
- » سیلی عثمانی
- » ایران وترکیه در دونگاه
- » چرا احمدی نژاد نیویورک را دوست دارد؟
- » دیپلماسی سوریه
- » بارداری های نامشروع سياسی
- » پازل دشمن
- » مصالح ملی، زیر آرشه
- » نخبگان سفید و سرخ
- » ایران و امریکای لاتين




[...] … انسانیت، فلسفه نمی خواهد! اما [...]