
متانت در رفتار، سنجیدگی در گفتار، حداد عادل را اندیشمندی قابل احترام معرفی کرده است. هرچند نمی توان او را یک سیاستمدار تمام عیار و موفق دانست لکن به جهت همان خصایص ذکر شده نیز حتی در زمان افول قدرت، در نظر موافق و مخالف محترم است.
تردیدی ندارم که اگر نبود آن حمایت بی بدیل و تسلیم بی دلیل وی در برابر آقای احمدی نژاد – خاصه در دو سال نخست ریاست جمهوری – به یقین نام حدادعادل را در صدر لیست سیاستمداران مورد علاقه خود می نشاندم.
خورده آشنایی مختصری با رتبه علمی، وزن شخصیتی، جایگاه در انقلاب اسلامی و… به سادگی دلالت می کند که یقینا اگر میان دکتر احمدی نژاد و دکتر حداد عادل، یکی قرار بود سپر بلای دیگری شود، آن سپر یقینا حداد عادل نبود. حال آنکه چه می شود که حداد عادل به این نتیجه می رسد که برای مصلحت نظام باید حیثیت سیاسی خود را در گرو حمایت از رئیس جمهور نهم قرار دهد، سوالی است که برای آن جوابی ندارم.
همانگونه که برای چرایی حضور دکتر لاریجانی در انتخابات مجلس پس از استعفا از شورای عالی امنیت ملی پاسخی ندارم و آن را تکل بر روی بازیکن خودی میبینم و بدتر از آن، کاندیداتوری حداد عادل برای ریاست مجلس و رقابت با لاریجانی است که نتیجه آن مشخص بود و نوعی عملیات انتحاری سیاسی محسوب میشد.
این روزها حداد عادل در «خلوت رسانه ای» و «سکوت سیاسی» روزگار سپری می کند. سکوت و خلوتی که نمی تواند به آرامش قبل از طوفان تعبیر شود و واقع بینانه تر آن است که آن را ناشی از رنجش بدانیم. خاصه دلجویی مقام رهبری در انتصاب او به عنوان مشاور نیز اماره دیگری بر این مدعی است والا رابطه حداد و رهبری عیان تر از آنی بود که نیازمند حکم مشاور باشد.
اما آنچه دغدغه نگارش این سطرها شد، جمله مختصر و بلند او در پاسخ به حملات آقای احمدی نژاد به مجلس هفتم و هشتم بود. احمدی نژاد در مصاحبه با سیما مجلس هفتم و هشتم را به دخالت در امور اجرایی متهم کرد و حداد نیز در جواب خبرنگارانی که در پی پاسخی بر این اتهام بودند گفت «هرچه بگویم، فتنه در می آید. بهتر است چیزی نگویم» و این البته حرف ناگفته بسیاری از دلسوزان این کشور است.
در آرایش جدید سیاسی، تقسیم نخبگان به سه گروه سیاسی، به نیکی عیان و هویدا است. این سه گروه عبارتند از:
- اصلاح طلبان
- اصول گرایان
- احمدی نژادیون
بی تردید سخت ترین راه در این میان، پیش روی اصول گرایان است. چراکه اصلاح طلبان در عیان سازی مخالفت خود با دولت نهم هیچ ابا و تردیدی ندارند و بی لکنت انتقاد خود را مطرح می کنند اما اصول گرایان هم در مقام عمل و تحلیل، نمی توانند مهر صحت بر کردار دولت نهم بزنند و هم دل نگران انتقادی هستند که احیاناً طرح شود و امتیاز آن به اصلاح طلبان برسد. به همین سبب است که هرچه بگویند، فتنه ای است.
مطالب مرتبط
- » نامه ای به میرحسین موسوی
- » بیم موج و گردابی چنين هائل
- » چنین گفت، برادر ماکیاولی
- » بلرعذرخواهی نکرد، اما شما بکنید
- » دولت نهم و لوبیای سحرآمیز
- » برائت نظام را اثبات کنید
- » ما نیز باور نکردیم
- » کارنامه یک رئیس جمهور
- » مدل بومی سازی شده تفکیک قوا
- » میرحسین سکوت کرد یا بایکوت شد؟




در گیرایی و خوبی مطلب شما شکی نیست…درست مثل همیشه! چیزی که هست اینه ایشون با شاهکارشون تو روز آخر ریاستشون خیلی هم در نظر اصلاح طلبا شخصیت محبوبی نیستن… هنر نمایی ایشون در دو سال اول ریاست جمهوری احمدی نژاد هم که دیگر نقل مجالسه و این صحبتا!
ولی مگه میشه متن شما رو خوند و لذّت نبرد؟!
سلام . واقعش از زمانی که پا در کلاس اول دبیرستان گذاشتم و با کتاب دانش اجتماعی اون زمان و دروغهایی که نویسندگانش نوشته بودن (که یکی از اونها هم جناب آقای حداد عادل! بود) مواجه شدم از ایشون خوشم نیومد.اما به فرموده آقا مهدی عزیز از نوشته های شما لذت بردن بی اختیار است.برقرار وسبز باشید
ما که بحثمون پیرامون حداد عادل ها به جایی نمیرسه…ولی حظ نگارشت رو بر ما تلخ نکن