
کارل ریموند پوپر (Karl raimund Popper) از تاثیر گذار ترین فلاسفه در اندیشه انسان معاصر به شمار می آید. حتی اگر تنها اثر برجای مانده از او کتاب معروف «جامعه باز» می بود، باز هم تعریف گفته شده در مورد وی صدق می کرد.
آنچه در این یادداشت موضوع توجه نگارنده است، آثار و اندیشه پاپر نیست بلکه برداشتی از زندگی شخصی اوست. جالب آن است که پوپر به عنوان طراح جامعه باز (open society) که قلم فرسایی مفصلی در گشایش انسدادهای اجتماعی نموده است، خود نه تلوزیون داشته است، نه رادیو گوش میداده و نه روزنامه ای می خوانده!
او در مصاحبه با «هِرلینده کولبل» که توسط خسروناقد ترجمه شده است می گوید «هیچ روزنامه ای را مشترک نیستم؛ فقط چند نشریه علمی و تخصصی بهدستم میرسد. تلویزیون هم ندارم و شاید در طول سال یک دوبار بهرادیو گوش دهم. حال شما علتش را میخواهید بدانید؟ برای آنکه اوقاتم بههدر نرود و تا حدی زیادی هم از دردسر و ناراحتی بهکنار بمانم»
پیش از خواند این مصاحبه، در اندیشه های شخصی ام بر این باور بودم که «رسانه، افیون شهروند جامعه اطلاعاتی» است. چند هفته ای هست که یادداشتهایی را در این بحث جمع می کنم به این امید که مجالی باشد برای تحریر مقاله ای به همین نام، آنچنان که یادداشت «دانایی یا دون آیی» متاثر از همین نگرش بود. به همین مطالعه این مصاحبه بسیار لذت بخش و قابل توجه بود.
واقعا چرا کارل پوپر، به عنوان طراح جامعه باز و با اشراف بر این جمله رایج که «رسانه» به عنوان رکن جامعه مطلوب او به شمار می رود، خود برای پرهیز از ناراحتی و دردسر، از تمام رسانه ها دوری می جست؟
مطالب مرتبط
- » با گوسفندها میرقصد
- » شمعی در بوران
- » کوری
- » فرايند تولید موج مرده
- » روایت شدن، غایت یک راوی است
- » پله پله تا ملاقات کجا؟
- » فرزندان مکتوب خانواده تافلر
- » ابتذال حقوقی در سیما
- » ما شکوفه نبودیم
- » سودای نیم میلیاردی کتاب



